ما قبل از رفتن به کربلا به نجف رفتیم. در حرم امیرالمؤمنین علی (ع) زائران ایرانی، آذربایجانی، ترکیه ای، پاکستانی، افغانی و سایر ملل حضور انبوهی داشتند که صحنه شگفت انگیزی از حضور ملتهای شیعه و حتی غیرشیعه در حرم ولی خدا بود، حضور مردم آنقدر زیاد بود که راه های ورودی به حرم کاملا بسته شد و ما با دیدن این صحنه کاملا پی بردیم که در کربلا اوضاع از چه قرار است.


  بعد از زیارت حرم حضرت علی علیه السلام به سمت کربلا راه افتادیم، مسیر نجف تا کربلا صحنه های عجیب بسیاری داشت، همه بسوی عشق در حرکت بودند و پیر و جوان و زن و مرد سر از پا نمیشناختند، شیعه و سنی و مسیحی، عرب و عجم، سیاه و سفید همه در کنار هم به یک سو در حرکت بودند.
حرکت مردم به سوی کربلا حتی برای لحظه ای متوقف نمیشد، هر لحظه از شب و روز انبوه زائر را میدیدیم که به سمت حرم در حال حرکت بودند و هر لحظه که به کربلا نزدیکتر می شدیم ناخودآگاه اشک چشمها جاری میشد و شوق ها بیشتر و بیشتر.


گذشت و فداکاری در آنجا حرف اول را میزد چون معیار همه حسین(ع) بود، هر کسی در هر جای مسیر خسته می شد زائر دیگر به کمکش میشتافت و بارش را حمل میکرد، دقیقا همان عشق و فداکاری که تلویزیون از جبهه ها پخش میکرد و پدران ما برایمان تعریف میکردند همانجا بود، آنجا خود را ندیدن در همه متجلی بود.


ازدحام جمعیت در کربلا آنقدر زیاد بود که از همان ابتدای ورود به کربلا به کندی قادر به حرکت بودیم و به خاطر همین ازدحام فوق العاده جمعیت علاوه بر بسته شدن در هر دو حرم، درهای بین الحرمین هم بسته شد تا خدای نکرده باعث اتفاق ناگواری برای زائران نشود.
صحنه عظیمی از حضور انسان های عاشق در کربلا رقم خورد، نمیشد بگوییم حضور شیعیان، چون همه رقم انسان با مذاهب و ادیان مختلف آنجا حضور داشتند.
به هر حال زبان هرگز قادر به بیان چنین اتفاق عظیمی نیست و برای درک چنین فضایی حتما باید در راهپیمایی اربعین شرکت کرد چون یک امر انسان ساز است که باعث می شود از همه تعلقات آزاد شویم.
"

 










طبقه بندی: نكته ها، 
برچسب ها: پیاده روی اربعین، خاطرات پیاده روی اربعین،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 آذر 1394 توسط محمد محمدی