لیبین لهم الذی یختلفون فیه ولیعلم الذین كفر‌وا أنهم كانوا كاذبین ﴿٣٩

هدف این است که آنچه را در آن اختلاف داشتند، برای آنها روشن سازد؛ و کسانی که منکر شدند، بدانند دروغ می‌گفتند!

 

إنما قولنا لشیء إذا أر‌دناه أن نقول له كن فیكون ﴿٤٠

(رستاخیز مردگان برای ما مشکل نیست؛ زیرا) وقتی چیزی را اراده می‌کنیم، فقط به آن می‌گوییم: «موجود باش!» بلافاصله موجود می‌شود.

 

*******************************************************************************

 

حیات پس از مرگ اهداف متعددی دارد

گرچه حیات پس از مرگ و رستاخیز، اهداف متعددى دارد كه در آیات قرآن بطور پراكنده به آنها اشاره شده است: تكامل انسان، اجراى عدالت، هدف دادن به زندگى این جهان، ادامه فیض خداوند و مانند آن. ولى آیه مورد بحث به هدف دیگرى اشاره مى‏كند، و آن بر طرف كردن اختلافات و بازگشت به توحید است. اختلاف عقیده‏ها هرگز بطور كامل در این دنیا، از بین نخواهد رفت چرا كه عالم غطاء و پوشش است، ولى سرانجام روزى فرا مى‏رسد كه این پوششها و پرده‏ها از میان خواهد رفت و یوم البروز و یوم الظهور است.

تفسیر نمونه، ج‏11، ص: 233

 

قول ، امر ، قضا  و اراده خدا همه یکی است

" إِنَّما قَوْلُنا لِشَیْ‏ءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ".

این آیه نظیر آیه 82 سوره یس است كه مى‏فرماید:" إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ- همانا فرمان خدا بر این است كه وقتى اراده خلقت چیزى را بكند تا بگوید موجود باش، موجود مى‏شود" از تركیب این دو آیه بدست مى‏آید كه خدا امر خود را قول هم نامیده هم چنان كه امر و قولش را از جهت قوت و محكمى و ابهام‏ناپذیرى، حكم و قضاء نیز خوانده و فرموده:" وَ ما أُغْنِی عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ" «4» و نیز فرموده:

" وَ قَضَیْنا إِلَیْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِینَ" «1» و نیز فرموده:" وَ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما یَقُولُ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ" «2».

هم چنان كه قول خاص خود را كلمه نامیده و فرموده:" وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِینَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ" «3» و نیز فرموده:" إِنَّ مَثَلَ عِیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ" «4» و سپس در باره همان عیسى فرمود:" وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى‏ مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ" «5».

 اشاره به تعابیر مختلف از ایجاد خداى تعالى به: قول، كلمه، امر، اراده و قضاى خدا و بیانى در باره عدم تخلف اشیاء از امر خدا (أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ)]

پس از همه اینها بدست آمد كه ایجاد خداى تعالى یعنى آنچه كه از وجود بر اشیاء افاضه مى‏كند- كه به وجهى همان وجود اشیاء موجود است- همان امر او و قول او و كلمه اوست كه قرآن در هر جا به یك نحو تعبیرش فرموده، لیكن از ظاهر تعابیر قرآن بر مى‏آید كه كلمه خدا همان قول او است، به اعتبار خصوصیت و تعینش.

و از این معنا روشن مى‏گردد كه اراده و قضاى خدا نیز یكى است، و بر حسب اعتبار، از قول و امر مقدم است، پس خداى سبحان نخست چیزى را اراده مى‏كند و قضایش را مى‏راند سپس به آن امر مى‏كند و مى‏گوید باش و او مى‏شود.

                                                                                                                                                                   ترجمه المیزان، ج‏12، ص: 363

 

حیات پس از مرگ اهداف متعددی دارد

گرچه حیات پس از مرگ و رستاخیز، اهداف متعددى دارد كه در آیات قرآن بطور پراكنده به آنها اشاره شده است: تكامل انسان، اجراى عدالت، هدف دادن به زندگى این جهان، ادامه فیض خداوند و مانند آن. ولى آیه مورد بحث به هدف دیگرى اشاره مى‏كند، و آن بر طرف كردن اختلافات و بازگشت به توحید است. اختلاف عقیده‏ها هرگز بطور كامل در این دنیا، از بین نخواهد رفت چرا كه عالم غطاء و پوشش است، ولى سرانجام روزى فرا مى‏رسد كه این پوششها و پرده‏ها از میان خواهد رفت و یوم البروز و یوم الظهور است.

تفسیر نمونه، ج‏11، ص: 233

آفرینش از نیستی و به سرعت و بی درنگ

خداوند، موجودات را از نیستى به هستى مى‏آورد، نه آنكه با تركیب یا تغییر هست‏ها، چیز دیگرى بیافریند. «كُنْ فَیَكُونُ»

وقتی این عبارت می اید دیگر فرصتی برای گرد آوری و تلفیق و ترکیب وجود ندارد و حتی فرصتی برای نتیجه دادن این تلفیق هم نیست . چرا که "باش" و "شد " تمام اینها را نفی می کند!

تعبیر به" كن" (موجود باش) نیز به اصطلاح از ضیق بیان و عدم گنجایش الفاظ است، و الا حتى نیاز به جمله" كن" نیست، اراده خدا همان و تحقق یافتن همان. اگر بخواهیم مثال كوچك و ناقصى براى این مساله در زندگى خود بزنیم مى‏توانیم آن را تشبیه به ایجاد تصورات در مغز به مجرد اراده كنیم، آیا هنگامى كه ما تصمیم مى‏گیریم تصورى از یك كوه عظیم یا یك اقیانوس پهناور، یا یك باغ وسیع با اشجار فراوان، و مانند اینها در مغز خود داشته باشیم هیچگونه مشكلى براى ما وجود دارد؟ و اصلا نیاز به جمله و كلمه‏اى داریم؟ بلكه به محض اراده تصویر این موجودات ذهنى در افق ذهن ما نمایان مى‏گردد.

 

این مانور قدرت خداوند است

سپس به دومین نكته یعنى بیان این حقیقت مى‏پردازد كه اگر آنها بازگشت انسان را به زندگى جدید محال مى‏شمرند باید بدانند كه قدرت خداوند برتر و بالاتر از اینها است،" هنگامى كه ما چیزى را اراده كنیم فقط به آن مى‏گوییم موجود باش! آن نیز بلافاصله موجود مى‏شود" (إِنَّما قَوْلُنا لِشَیْ‏ءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ).  با چنین قدرت كامله‏اى كه تنها فرمان موجود باش، براى وجود هر چیز كافى است، دیگر چه جاى شك و تردید در قدرت خدا بر بازگشت مردگان به زندگى باقى میماند.

                                                                                                                                                                                        تفسیر نمونه، ج‏11، ص: 234

 






طبقه بندی: علوم قرآنی، 
برچسب ها: سوره نحل، نحل، آیات سوره نحل،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 خرداد 1395 توسط محمد محمدی